تبلیغات
نسل سوم انقلاب - اهداف حکومت اسلامی از دیدگاه پیامبر اسلام:
 
نسل سوم انقلاب
بصیرت، ولایت فقیه، انقلاب اسلامی
 
 
اهداف حکومت اسلامی از دیدگاه پیامبر اسلام:

چکیده:

حکومت به معنای فصل خصومت است. در اصطلاح حقوق اداری، مراد از آن مجموعه افراد انسانی، ابزار مادی و تشکیلاتی است که از طریق آن اعمال حاکمیت و قدرت می شود. در باب مبنای حاکمیت (قدرت) دو نظریه ی کلی تئوکراتیک (الهی) و دموکراتیک (مردمی) مطرح است.

در جهان بینی اسلامی، حکومت منحصرا از آن خدا و ما ذونینِ از ناحیه اوست (پیامبران و ائمه و فقهای جامع الشرایط). اسلام با آوردن قوانین سعادت آفرین، برای مدیریت کلان جامعه بهترین اندیشه ی سیاسی را دارد و بدین ترتیب با سیاست رابطه و پیوندی جدا نشدنی و در هم تنیده دارد و نظام سیاسی مورد نظر اسلام، نظام امت و امامت است.

با توجه به نیازهای متعارض انسان ها، تشکیل حکومت یک ضرورت اجتماعی است به همین خاطر است که پیامبر اعظم (ص) برای تحقق اهداف ذیل، حکومت  تشکیل دادتا بشریت را از ظلمت به سوی نور توحید هدایت کند، قوانین شریعت را بر اساس عدالت پیاده نماید و نفوس آلوده و رعیت گرفتار در اخلاق رذیله را، تزکیه و تادیب به آداب و اخلاق حسنه نماید.

مقدمه:

در این مقاله (بعد از شرح مفاهیم کلی مرتبط با بحث) اهداف حکومت اسلامی پیامبر (ص) بیان می شود، تا بد خواهان و داعیه داران تمدن کنونی، آنان که گستاخانه به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) اهانت کردند؛ با اندیشه ی سیاسی اسلام، پیامبر خدا و اهداف مورد نظر حکومت آن حضرت آشنا گردند.

احترام به کرامت و مقام انسان، رها ساختن بشر از بند اسارت، تامین حقوق اجتماعی آحاد جامعه و تامین نیازهای معنوی انسان ها، اجرای قوانین الهی بر اساس قسط و عدالت و تعلیم اخلاق حسنه از جمله اهداف حکومت پیامبر اسلام است، که در این مقاله مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است.

مفاهیم و کلیات

برای ورود به اصل موضوع این مقاله، تعریف و توضیح یک سری از مفاهیم دارای اهمیت است و طرح اجمالی مباحثی چون اسلام و سیاست، اسلام و قانون و ضرورت تشکیل حکومت، می تواند ما را در فهم و مطالعه ی اهداف حکومت اسلامی یاری کند.

الف) حکومت

حکومت در لغت به معنای دادرسی و فصل خصومت است و معنای دیگر آن، تصرف یک قانون در معنی و مفهوم قانون دیگر از زاویه ی تحدید یا توسعه ی آن قانون است.

مراد از حکومت (در اصطلاح حقوق اداری) مجموع افرادی است ،که قوه ی مجریه را تشکیل می دهند .

به عبارت رساتر و دقیق تر، حکومت به مجموعه ی افراد انسانی، ابزار مادی و تشکیلاتی اطلاق می شود، که از طریق آن حاکمیت (قدرت) اعمال می گردد.

ب) حاکمیت

حاکمیت یک امر معنوی و قدرت برتر فرماندهی است، که به وسیله ی حکومت یا دولت در جامعه اعمال می گردد (اصطلاح حقوق اساسی).

اما در اصطلاح حقوق بین المللی عمومی، حاکمیت به معنای استقلال مطلق است، که به موجب آن، دولتی تحت سلطه ی دولت دیگر قرار نگرفته باشد. حاکمیت دارای انواع و مبانی مختلفی است، که بحث از آن ها خارج از موضوع این نوشته است و صرفا به مبانی آن اشاره خواهد شد.

ج) مفوم دولت

برای واژه ی دولت، سه معنا بیان شده است:

الف) دولت به جمعیتی از افراد اطلاق می شود، که در خاک معینی زندگی می کنند و تابع یک قدرت عمومی از خود می باشد.

ب) به معنای هیئت وزرا به کار می رود.

ج) به معنای مجموعه ی عمال دولت هم در استعمالات دیده شده است.

نظریات مربوط به حاکمیت

در طول تاریخ، دو نظریه ی مهم در باب منشا حاکمیت و قدرت ارائه شده است:

1- نظریه ی تئوکراتیک (منشا الهی).

2- نظریه ی دموکراتیک (منشا مردمی).

مرحوم دکتر ابوالفضل قاضی در این باره گفته است: «طبق نظریه ی اول، قدرت ناشی از نیروی ماوراء الطبیعه یا خارج از اراده ی  بشری و طبق نظریه ی دوم بر آمده از مردم و خلاصه از درون گروه انسانی است.

صرف نظر از سواستفاده هایی که در دوره های تاریخی از نظریه ی اول شده است، اصیل ترین شیوه ی تفکر حاکمیت تئوکراتیک را در کتب آسمانی و ادیان بزرگ الهی می توان یافت.

دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی، حاکمیت مطلق بر جهان و انسان را از آن خدا می داند.

«ان الحکم الا لله امر ان لا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون». (یوسف/4)

«ولله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شی محیطا». (نساء/126)

«فالحکم الله العلی الکبیر». (مومنون/12)

از آن جایی که خدا خود مستقیما اعمال قدرت نمی کند، به پیامبر گرامی اسلام اذن داده است تا با تاسیس دولت اسلامی اعمال حاکمیت نماید و بدین ترتیب جامعه ی بشری را به کمال مادی و معنوی رهنمون شود.

1- اسلام و سیاست

«سیاست» واژه ای عربی است، که ریشه ی آن «السوس» به معنای ریاست، یا به معنی خلق و خو می باشد.

بنابر تعریف اهل لغت: «السیاست القیام علی الشیء بما یصلحه»؛ سیاست، اقدام و انجام چیزی بر طبق مصلحت آن است .

موضوع کلی علم سیاست دولت، حکومت و قدرت است، ولی دانشمندان علم سیاست در تعریف آن دیدگاه های متفاوتی دارند و این تفاوت ها معلول نگرش آنان به عالم و آدم و نوع نگاهشان به نظام هستی و مبدا و غایت آن است.

یکی از فیلسوفان مسلمان، سیاست را چنین تعریف نموده است: «مدیریت و توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی انسان ها در مسیر حیات معقول». سیاست، که همان تصمیم گیری و مدیریت مسائل و رویداد های کلان جامعه است، به معنای ذیل نیز تعریف شده است.

1- فن حکومت بر جوامع انسانی.

2- اخذ تصمیم در باره ی مسائل نا همگون.

3- اخذ تصمیم و مجموعه ی تدابیر به منظور اداره ی کشور.   

اکنون سوال این است، که رابطه ی اسلام و سیاست چگونه است؟ آیا مکتب اسلام به عنوان دین خاتم و کامل ترین ادیان الهی از کنار این مهم گذشته است؟

با توجه به آموزه های اسلام و سیره ی نبوی در می یابیم که اسلام برای تدبیر امور اجتماعی دارای برنامه ی برتر است. نگاه اسلام به سیاست نگاه توحیدی است که با رویکرد دنیا مدارانه و قدرت محورانه ی سیاست، تفاوت ما هوی دارد، زیرا در حکومت اسلامی مورد نظر اسلام و پیامبر علاوه بر تامین امنیت و عدالت اجتماعی و جنبه های معنوی و اخروی جامعه نیز توجه ویژه ای شده است.

اما باید توجه داشت، که نظام سیاسی مورد نظر اسلام، نظام امت و امامت است، که در غالب نظریه ی انتصاب قابل تبیین است.

2- اسلام و قانون

بشر همواره از نبود قانون یا از وجود قانون ظالمانه رنج دیده و می کوشیده است تا با یافتن بهترین قوانین و مقررات اجتماعی به زندگی آرام و با صفا دست یابد.

حقوقدانان معتقدند که اخلاق، مذهب و عرف از عوامل مهم و سازنده و ارزنده ی قواعد حاکم بر اجتماع است و همیشه قانون متاثر از دین بوده است.

اصالتا قانون گذاری از آن خدای حکیم و علیم است و بشر بر اثر عدم احاطه بر مسائل خویش، حق وضع قانون را ندارد. از این روست که اسلام و قرآنش به عنوان جامع ترین قانون زندگی مطلوب، برای بشریت عنایت شده تا راه بهزیستن را فرا بگیرد. توجه اسلام به حقوق و قوانین حاکم بر جامعه صرفا در بعد مادی نیست، بلکه همه جانبه و چند بعدی است. یعنی در بعد حقوق مدنی، کیفری و بین المللی و ... دارای قوانین و مقررات است.

در نظریه سیاسی اسلام، وضع قانون الهی بر سه قسم است:

الف) قانونی که خداوند وضع کرده است و پیامبر و امام نقشی در وضع آن ندارند. (قرآن و کتب آسمانی)

ب) قانونی که معصوم با اجازه ی خداوند وضع می کند.  

ج) مقررات متغیری که افراد با اجازه ی معصوم وضع می کنند. (اختیارات عام فقها در منطقه الفراق)

3- ضرورت تشکیل حکومت

انسان مدنی الطبع و یک موجود اجتماعی است. نیازهای گوناگون عاطفی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی او را به سمت تشکیل حکومت سوق می دهد.

زندگی اجتماعی انسان ها با نیاز های گوناگون و خواسته های متعارض همراه است. «اصطکاک منافع، نزاع میان افراد، حق کشی ها و اخلال هایی که در نظم و امنیت عمومی پدید می آید»، تشکیل حکومت را ضروری و مبرهن می سازد.

4- آیا پیامبر اسلام تشکیل حکومت داد؟

آیا اسلام و دین خاتم تنها به تبیین رابطه ی انسان با خدا پرداخته است، یا برای زندگی اجتماعی و سیاسی نیز برنامه دارد؟ آیا پیامبر اعظم (ص) به حیث پیغمبر خاتم و عصاره ی خلقت، صرفا مبلّغ یک سری احکام الهی و عبادی بوده است؟ یا این که با آوردن قرآن خدا، به تامین نیاز های اجتماعی بشر اقدام نموده وحکومت تاسیس کرده است؟

پاسخ این است که پیامبر اسلام تشکیل حکومت داد، زیرا؛ اولا: همان طوری که قبلا گذشت، تشکیل حکومت یک امر ضروری و مورد اتفاق همه ی جوامع انسانی است، تا از آن طریق امور متعارض افراد در جامعه سامان یابد.

ثانیا: اسلام دارای برترین قوانین و مقررات زندگی اجتماعی است. آیا عاقلانه است که این قوانین بدون ضمانت اجرایی، به حال جامعه سودمند باشند؟ قانون زمانی سودمند است، که اجرا و عملی شود. از همین روست که پیامبر اسلام حکومت تاسیس کرد. حضرت امام خمینی (ره) می فرماید: «مجموعه ی قانون برای اصلاح جامعه کافی نیست. برای این که قانون مایه ی  اصلاح و سعادت بشر شود، به قوه ی اجرائیه و مجری احتیاج دارد ... رسول اکرم (ص) در راس تشکیلات اجرایی و اداری جامعه ی مسلمانان قرار داشت.

ثالثا: واقعیت تاریخی آن است، که پیامبر اسلام پس از هجرت در مدینه ... اتفاق و اتحادی را به مرکزیت مدینه به وجود آورد و هماره برداشت و تعبیر مسلمین از این واقعه چنین بوده است که پیامبر در مدینه حکومت تشکیل داد و در کنار نبوت و وظایف تبلیغی و ارشادی، زعامت سیاسی مسلمین را نیز بر عهده داشت.

رابعا: در تعریفی، حکومت به رهبری منسجم در سطح کلان جامعه و امر و نهی و اعمال قدرت تعریف شده است.

بر اساس این تعریف از حکومت، می توان گفت: که پیامبر اسلام (ص) در سیره ی سیاسی و اجتماعی خویش، دارای سیاست گذاری های کلان اجتماعی و رهبری عادلانه در امور داخلی و خارجی بود. آن حضرت قضا و داوری داشت و نظم و امنیت را به نحو احسن تامین می کرد.

خامسا: ولایت سیاسی پیامبر اعظم (ص) ریشه در آموزه های وحیانی دارد:

1- «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» (احزاب/6)

2- «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اریک الله» (نساء/105)

بر اساس این دو آیه مبارکه خداوند مومنین و انسان ها را به اطاعت از حکومت خدا و پیامبر فراخوانده است.     

3- «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...» (نساء/59)

4- «ومن یطع اله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم ...» (نساء/69)

در این دو آیه ی مبارکه، خداوند مومنین و انسان ها را به اطاعت از حکومت خدا و پیامبر فراخوانده است.

بنا بر دلایل ذکر شده، چنین نتیجه می گیریم، که پیامبر اعظم (ص) به دستور الهی، اقدام به تاسیس مدینه ی فاضله نمود و حکومت تشکیل داد، تا احکام نورانی اسلام و احکام حکومتی و جزایی آن اجراگردد. به همین جهت است که آن حضرت قضاوت می کرد، حد می زد، دست سارق را را قطع می نمود، قاضی نصب می کرد و به منظور اجرای حدود و مقررات اسلامی، والیان را به ولایات اعزام می کرد و در عرصه ی روابط بین الملل سفرایی را اعزام می نمود.

5- حکومت هدف است یا ابزار؟

بر اساس بینش و اندیشه ی سیاسی اسلام، حکومت یک هدف نیست، بلکه وسیله ای است برای اجرای احکام و حدود الهی و ابزاری است برای عملیات شدن امور اجتماعی. اهمیت و جایگاه ارزش حکومت دینی بدان جهت است که به وسیله ی آن، اهداف و ارزش های الهی و احکام محقق می گردد.

حکومت در جهان بینی توحیدی بی ارزش تر از آب بینی بزغاله است؛ حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) در این موضوع فرموده است: «سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه ی اول آن سیراب می کردم. آن گاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است».

امام خمینی (ره) موسس حکومت اسلامی در ایران ، نیز فرموده: «عهده دار شدن حکومت فی ذاته شان و مقامی نیست، بلکه وسیله ی انجام وظیفه ی اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه ی اسلام است ... و برای مردان خدا اگر این وسیله به کار خیر و تحقق هدف های عالی نیاید، هیچ ارزشی ندارد».

بدین ترتیب، در نگرش و ایده ی  فرستادگان خداوند، به ویژه نبی مکرم اسلام، حضرت محمد بن عبد الله (ص) و خلیفه ی بلا فصلش علی بن ابی طالب (ع)، حکومت وسیله ی نجات بشر از ظلالت و سوق آن به سوی نور هدایت است. پیامبر اعظم (ص) آمد تا با بر پایی حکومت اسلامی، راه زندگی مطلوب را به بشریت آموزش دهد و حدود شریعت اسلامی را پیاده کند.

حال باید دید، که حکومت دینی و اسلامی پیامبر به دنبال تحقق چه اهدافی بوده است؟ خواننده ی محترم! شرخ تفصیلی اهداف عالیه ی حکومت اسلامی در فراز های بعدی مقاله بیان شده است.

حکومت اسلامی و اهداف آن

تبیین اهداف و غایت حکومت، یکی از مهمترین مباحثی است که از گذشته های دور مورد گفتگو بوده است.

فلاسفه ی بزرگ دوران باستان، وظیفه ی عمده ی دولت و نظام سیاسی را تعلیم و تربیت می دانسته اند. نمونه ای از اندیشه های کهن در این باره را در سیاست ارسطو می توان خواند. «وی هدف حکومت را نه زیستن، بلکه بهزیستی و تامین زندگی مطلوب می داند».                      

بیش ترین تاکید متفکران سیاسی غرب، بر مقوله های آزادی، امنیت، تظمین مالکیت شخصی، استقلال، صلح و عدالت متمرکز است. دانشمند بزرگ مسلمان، ابن خلدون، بعد از تقسیم حکومت به سه قسمت طبیعی، عقلی و دینی، غایت حکومت طبیعی را «تامین اغراض و شهوت حاکمان، غایت حکومت عقلی را تامین مصالح دنیایی مردم و غایت حکومت دینی را حفظ دین و تامین مصالح اخروی و دنیوی جامعه بر می شمارد».

با نقل آرای یاد شده روشن می شود که در آن ها صرفا به اهداف مادی حکومت عنایت شده، ولی اسلام و پیامبر خاتم، علاوه بر تامین اهداف یاد شده، اهداف اصلی و سیاسی حکومت را تامین نیاز های معنوی و اخروی می داند.

1- نجات انسان از ظلمت به سوی نور

اولین و مهم ترین هدف حکومت اسلامی پیامبر (ص)، نجات بشریت از ظلمت به سوی نور است. (دین مبین اسلام)

الف) «الر کتب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید» (ابراهیم/1) قرآن کتابی است که به سوی تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی و تیرگی شرک و ظلم و جهل به سوی روشنایی (ایمان، عدل و آگاهی) به فرمان پروردگارش در آوری.

ب) «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط المستقیم» (مائده/16) خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه های سلامت هدایت می کند و به فرمان خود از تاریکی ها به سوی روشنایی می برد و آن ها را به راه راست رهبری می نماید.

قبل از حکومت اسلامی پیامبر، جامعه ی جاهل عرب در دام انواع فساد ها و تیرگی های اجتماعی گرفتار بود. عدم امنیت و رفاه، جنگ های خونین قبیله ای، خرید و فروش زنان و زنده به گور کردن نوزادان دختر جزء خو و عادت همیشگی ساکنین شبه جزیره بود.

حضرت علی (ع) در حکایت از وضع اجتماعی، سیاسی و دینی آنان می فرماید: «آن گاه که شما ملت عرب، بدترین دین را داشته و در بدترین خانه زندگی می کردید، میان غار ها، سنگ های خشن و مار های سمی خطرناک فاقد شنوایی به سر می بردید، آب های آلوده می نوشیدید و غذا های ناگوار می خوردید، خون یک دیگر را به ناحق می ریختید و پیوند خویشاوندی را می بریدید، بت ها میان شما پرستش می شد و مفاسد و گناهان شما را فرا گرفته بود».

در این هنگام که خداوند منان، بشارت دهنده ی جهان، محمد بن عبد الله را مبعوث و رسالت کرد تا از طریق تاسیس حکومت اسلامی، به هدایت انسان های دربند به سوی نور، جامه ی  عمل بپوشاند و راه و رسم زندگی مطلوب الهی را به آنان بنمایاند. در نگاه اسلام و قوانین سعادت آفرین آن، تنها راه نجات انسانیت از ظلم و ستمگران و هرگونه بدبختی های اجتماعی، پذیرش دین اسلام است که غیر آن هیچ دینی در نزد خدا پذیرفته نیست.

2- اجرای احکام و قوانین اسلامی

پس از تبلیغ و ترویج دین اسلام و تاسیس مدینه ی  فاضله و تشکیل جامعه ی متدین و صالح، هدف دیگر حکومت پیامبر (ص) اجرای احکام، قوانین و مقررات اسلامی بود. آن حضرت با آوردن بهترین مقررات زندگی، تمام توانش را در پیاده کردن آن ها به کار برد. قضاوتش بر اساس ما انزل الله و امر و نهیش بر معیار وحی استوار بود.

پیامبر اسلام طبق دستور خداوند، وظیفه داشت تا بر اساس قوانین نازله در بعد حقوق کیفری، عمومی و خصوصی حکم نماید. «و انزلنا الیک الکتاب مصدقا لما بین یده من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله ولا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق ... و احذر هم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک ... » (مائده/49-48) و این کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم در حالی که کتب پیشین را تصدیق می کند و حافظ و نگهبان آن هاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آن ها حکم کن و از هوی و هوس های آنان پیروی نکن و از احکام الهی روی مگردان.

«اگر بپذیریم که حکومت نیاز ضروری بشر برای حاکم کردن قانون در جامعه است»، هدف حکومت بر هدف قانون انطباق می یابد و این سخن پذیرفتنی است که هدف حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی، همان هدف دولت است و هدف از تشکیل حکومت توسط پیامبر اسلام (ص)، تطبیق و اجرای قانون است.

زبان گویای اسلام، خلیفه و وصی پیامبر، حضرت علی (ع) نیز هدف از حکومت را اجرای قانون الهی می داند: «خدایا تو می دانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه می خواستیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمین های تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموش شده ی تو بار دیگر اجرا گردد» و در یک کلام، هدف دولت اسلامی پیامبر اعظم (ص)، تثبیت قانون، اجرای آن و ایجاد فرهنگ قانون گرایی و قانون محوری است.

3- اجرای عدالت

حکومت ها همواره به دنبال ایجاد جامعه ی معتدل و تامین نیاز های اجتماعی انسان بر معیار عدالت بوده اند، اما با این حال نتوانستند به این آرمان تاریخی مهم دست یابند. شرح و تفسیر عدالت و بیان مراتب آن، از عهده ی این مقاله خارج و بحث از آن به جای دیگری موکول می شود. اما یکی از دانشمندان بزرگ اسلامی درباره ی تعریف و توضیح عدالت چنین می نویسد: «ملکه ی عدالت، رعایت اعتدال در جمیع افعال و اعمال است، به گونه ای که به طرف افراط و تفریط متمایل نشود. تحصیل ملکه ی عدالت، متوقف بر شناخت میزان اثر هر فعل و عملی بر نفس است، ولی شناخت میزان اثر افعال بر نفس مقدور بشر نیست و تنها خدای انسان آفرین می داند که کمال نفس انسان در چیست و افعال و اعمال انسان چگونه در نفس انسان اثر می گذارد؟ از این رو، خداوند قوانین کلی و شرایعی را وضع می کند تا به انسان تعلیم دهد، که چگونه در این مسیر گام نهد».

بنابراین، این خداست که می داند چه چیزی بر نفس انسان تاثیر مثبت یا منفی دارد و فقط او می داند که تکامل و عدالت اجتماعی انسان ها از توجه به قوانین میسر است؟

اجرای قوانین و مقررات عادلانه ی خدا به منظور پیاده کردن عدالت در جامعه وظیفه ای است، که پیامبر اسلام بدان خاطر حکومت تشکیل داد. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم بالقسط و انزلنا الحدید باس شدید». (حدید/25) ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب (آسمانی) و میزان (قوانین و مقررات عادلانه) (شناسایی حق از باطل) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیرویی شدید و منافعی برای مردم است.

«و امرت لاعدل بینکم». (شوری/15) مامورم در میان شما اجرای عدالت کنم.

«و اذا حکمتم بین الناس ان تحکمو بالعدل». (نسا/58) هنگامی که در بین مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید.

«ان الله یعمر بالعدل و الاحسان». (نحل/90) خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.

از دیدگاه پیامبر گرامی اسلام و قرآن، معیار فضیلت و برتری انسان ها، تقوا و پای بند بودن آنان به قوانین الهی است، که با عدالت محوری، اجرای عدالت به معنای صحیحش تحقق می گیرد. آن حضرت با دستور از جانب خدای هستی و انسان، ظرف مدت 23 سال کوشید تا عدالت و انصاف را در کشور اسلامی به نحو تمام و کمال پیاده کند، به طوری که در جامعه اسلامی همه با هم برابر و برادرند و سفید و سیاه و زرد بر سرخ برتری ندارد و همه ی اقشار جامعه ی عصر آن حضرت بر اساس تقوا و امتیازات دینی از حقوق خوش بهره مند بودند.

4-تزکیه نفوس و تذهیب اخلاق

تعلیم و تربیت نفوس، تادیب رعیت به آداب الهی و اخلاق صالح و بر حذر داشتن انسان ها از اخلاق زشت و رذیله، از اهداف دیگر حکومت پیامبر بود.

«لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیات و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه و ان کانو من قبل لفی ضلال مبین.» (آل عمران/64) خداوند بر مومنان منت نهاد (و نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آن ها پیامبری از خودشان برانگیخت، که آیات او را بر آن هـــــــــــــــا بخواند، آن ها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد، البته پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.

جامعه ی آن روز، دختران را زنده به گور می کردند، ارزش های ناپسند اخلاقی و نژادی بر آنان حاکم بود و ستم پیشگی و تجاوز به محرومان خصلت آنان شده بود، اما پیامبر اسلام با خواندن آیات دلنشین خدا و تبیین معارف زلال، آنان را رام کرد و با تعلیم حکمت، مبنای اخلاق صحیح را به آنان آموزش داد.

آن حضرت علاوه بر این که خود شخصا به تربیت و تزکیه، نفوس و تهذیب اخلاق حسنه می پرداخت، در اعزام حاکمان منصوب از قبلش نیز به این هدف اجتماعی توصیه می فرمود: «یا معاذ! علمهم الکتاب الله و احسن ادمهم علی الخلاف الصالحه ... »؛ ای معاذ! به آن ها کتاب خدا و قرآن را تعلیم بده و آنان را به اخلاق صالحه و مودب کن.

اساسا یکی از فلسفه های بعثت نبوت پیامبر اسلام، اتمام اخلاق صالحه و حسنه است. حضرت پیامبر فرمود:

«انا بعثت لاتمم صالح الاخلاق؛ بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». من مبعوث شدم تا اخلاق صالح و زیبا را به بشریت تعلیم کنم. حکومت اسلامی و دینی اهداف دیگری چون اقامه ی فرایض و شعایر مذهبی، (مانند نماز، روزه و ...) احیای سنت ها و امحای بدعت ها، اخذ مالیات و تقسیم عادلانه به مستحقین، عفو و بخشش و رفق و مدارا با رعیت، اصلاح و آبادانی سرزمین اسلامی و ... نیز دارد، که سعی این نوشته بر شمردن و بررسی اهداف اساسی و محوری است و پرداختن به جزئیات و مصادیق از عهده ی مقاله بیرون است.

وظایف حکومت اسلامی

دین (اسلام) مجموعه ای از عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره ی امور فردی و اجتماعی انسان ها و تامین سعادت دنیا و آخرت آنان تدوین شده است. اسلام یک نظام است و برای تنظیم حیات جامعه برنامه دارد. دست یابی به آرمان ها و اهداف عالی حکومت اسلامی زمانی ممکن است، که رهبر سیاسی حکومت از بالاترین شایستگی و تقوا برخوردار باشد، تا بتواند به مسئولیت سنگین و وظایف دولت اسلامی عمل نماید.

1- رعایت تقوای الهی

دستگاه حکومت و زمامداران آن، تقویت کننده ی روح ایمان و توسعه ی آن در جامعه اند. از ین رو، لازم است رهبر حکومت و کارگزاران دولت اسلامی دارای زهد، تقوا و پارسایی باشند، زیرا در این صورت بهتر می توانند به اجرای عدالت و قوانین شریعت بپردازند. تقوا به سان فیلتری می ماند، که زمامداران حکومت را در برابر هوا های نفسانی نگه می دارد. بنابراین، مهمترین وظیفه ی حکومت اسلامی و اصلی ترین بایسته های زمامداران، رعایت تقوا و تقوا محوری در به کارگیری از کارگزاران شایسته در دستگاه حکومت است.

2- علم به قانون

حاکم اسلامی باید دانشمند ترین افراد به قوانین شریعت باشد، تا هدف های عالی مورد نظر اسلام را به دست آورد و آن ها را محقق سازد. «حاکمی که می خواهد به وسیله ی تشکیلات دولت و قدرت آمرانه ای که دارد، هدف های عالی اسلام را عملی کند ...، بایستی عالم به قانون و عادل باشد». حکومت اسلامی موظف است تا در اجرای قوانین و قواعد لازم از نیرو های دانشمند و فرهیخته استفاده نماید. تساوی رهبر و زمامداران در حقوق اجتماعی و برابر بودن آنان در برابر قانون، شایسته سالاری، تامین رفاه اجتماعی، تلاش در جهت پاسداری از فرهنگ اسلام و سنت های نبوی از جمله وظایفی هستند، که دولت اسلامی و کارگزاران آن باید بدان ها پای بند بوده و آن ها را عملی سازند.

جمع بندی و نتیجه گیری

با عنایت به مبنا و منشاء حاکمیت (قدرت) در اندیشه ی سیاسی اسلام (الهی)، حضرت پیامبر از جانب خداوند دستور داشت تا با تاسیس دولت اسلامی، علاوه بر تامین اهداف مادی حکومت (امنیت، رهایی بشر از بند ستمگران، رفاه و تامین اجتماعی و ... که مورد توجه حکومت های غیر دینی نیز هست)، به تامین اهداف معنوی نیز بپردازد.

خیر و سعادت و جنبه های معنوی جامعه و بیدار سازی فطرت خدا خواهی بشر، مقوله هایی هستند که بعد اصلی هدف حکومت پیامبر اسلام را تشکیل می دهند. این اهداف با مصادیق جزئی تر، تحت عناوین نجات انسان ها از ظلمت و تاریکی ها و هدایت آن ها به سوی نور (دین اسلام)، اجرای قوانین عادلانه الهی، اجرای عدالت و تزکیه ی نفوس و تهذیب اخلاق، قابل مطالعه و تبیین است. انتظار از مسلمانان جهان و حکام اسلامی این است، که با دقت و مطالعه ی سیره ی سیاسی نبوی (ص)، آن حضرت را الگو و اسوه ی خویش قرار دهند و در تحقق بخشیدن به اهداف و آرمان های عالی مورد نظر اسلام تلاش نمایند.  



درباره وبلاگ


از خاک تا افلاک:
به ارامش عشق ، به لطافت نسیم ، به رهایی موج ، شکوفا تر از بهار، درخشان تر از افتاب ، استوار تر از کوه ، ابی تر از اسمان ، سبزتر از جنگل ، سپیدتر از سپیده و زلالتر از اب بود.مردی که از مرزهای خاک گذشت و به افلاک پیوست.از او در زمین بسیار گفتند،میگویند و خواهند گفت،اما عظمت و حقیقت مردانی هم چون امام،وصف شدنی نیست .و به راستی مگر می شود شکوه افتاب را به تصویر کشید و عشق را شرح کرد؟

مدیر وبلاگ : fereshteh s-y
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
دستاوردهای انقلاب اسلامی عبارتند از:







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان



 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ Email Icon by Parstools.com
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools